السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

33

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

نصرانى را كه به پيامبر اكرم ( ص ) ناسزا گفته بود ، تازيانه بزند . « 1 » 4 . مطرّف بن مغيره از معاويه نقل مىكند كه وى پس از ذكر پادشاهى ابو بكر ، عمر و عثمان و اين كه پس از مرگشان ، نام آن‌ها نيز از بين رفت ؛ گفت : امّا برادر هاشم ! در هر روز پنج بار نام او را مىبردند و مىگويند : اشهد انّ محمدا رسول اللّه ! اى بىمادر ! با اين حال ، چه چيزى براى ما مىماند ؟ ! به خداى سوگند ! از پاى ننشينم تا آن را براى هميشه دفن نكنم . « 2 » امويان برخوردهاى كينه‌توزانه‌اى با سنّت و سيرهء رسول خدا ( ص ) در پيش گرفتند . در اينجا به نمونه‌هايى از جايگاه سنّت پيامبر ( ص ) نزد اين خانواده پليد اشاره مىكنيم 1 . ابو درداء به معاويه اعتراض كرد كه رباخوار است و از ظرف طلا و نقره براى آشاميدن استفاده مىكند . او در حرمت اين كار ، به گفتار رسول خدا ( ص ) استدلال كرد . معاويه پاسخ داد : من در اين كار اشكالى نمىبينم . « 3 » 2 . عثمان بر خلاف سنّت پيامبر ( ص ) نماز را در منى چهار ركعتى ( تمام ) خواند . يك بار كه عثمان مريض بود ، از على ( ع ) درخواست كردند كه نماز را اقامه كند . على ( ع ) فرمود : نماز رسول خدا ( ص ) - دو ركعتى - را مىخوانم . گفتند : نه ، فقط نماز امير المؤمنين عثمان را . على ( ع ) از امامت نماز خوددارى نمود . « 4 » 3 . حجّاج در خطبه‌اى كه در كوفه خواند ، با تقبيح كسانى كه قبر رسول خدا ( ص ) را در مدينه زيارت مىكنند ، گفت : مرگ بر آنان كه در اطراف

--> ( 1 ) . الاصابه ، 3 / 195 ؛ الاستيعاب ، 3 / 593 . ( 2 ) . الموفقيات ، 577 ؛ شرح نهج البلاغه ، 5 / 129 - 130 ؛ مروج الذهب ، 3 / 454 . ( 3 ) . الموطّا ، 2 / 153 - 136 ؛ السنن الكبرى ، 5 / 280 ؛ بنگريد : سنن نسائى ، 1 / 277 - 279 ؛ مسند احمد ، 5 / 319 ؛ اختلاف الحديث ، 7 / 23 ؛ صحيح مسلم ، 5 / 43 . ( 4 ) . المحلّى ، 4 / 270 .